X
تبلیغات
رایتل
یکشنبه 7 آبان‌ماه سال 1385

اوضاع بد نیست...

حالا دیگر مثل سابق نیستم.حالا می توانم تا کمی مانده به نیش آفتاب بیدار بمانم وبه شهر پراز بهانه فکر کنم.به حرفهایی که از اول غروب با خود آورده ام.این حرفهای باران خورده.این حرفهای خیس خیس که آفتاب هم نمی تواند از رگهایش بگذرد...

دیروزها؛آن روزها که بودی و شاد بودی ؛ برایت چند شعر ناب از اخوان وشاملو فرستاده بودم وچند شعر از برو بچه های نزدیکتر دوست.می خواستم بگویم که این شعرها را بخوان وبهانه مگیر.من تمام بهانه هایت را گرفته ام...شعر بخوان عزیز! اما شعر هایم درفضا معلق ماند...در این فضای دیجیتالی...همان طور که عکسهای تو معلق ماند...!!! آن روزها می خواستی که حرفهای شیرین بزنم.یادت هست؟ که همان تارای شاد وحاضر جواب همیشگی باشم...نمی دانم چرا.اما بغضی می آمد وراه گلویم را می بست ومن هیچ وقت نمی توانستم بگویم ...که باید راحت زندگی کرده باشی تا حرفهای شیرین بزنی.اگر نه دنیا آن قدر تلخ است که رویای کودکی ونامه های عاشقانه هم نمی تواند آن را شیرین کند...

اما امروز می گویم.امروز که می دانم هستی...می خوانی...می فهمی...اما سکوت می کنی!!!

من تا همین جا هم که آمده ام درشگفتم عزیز.من که توی تاکسی واتوبوس جاده ها؛ حتی به لکه های کهنه روی شیشه فکر می کنم؛ فکر می کنم که چطور تا این لحظه مانده اند.من که به مسافران خسته خیره می شوم که چطور تا این جای دنیا آمده اند؛ چطور می توانستم از خستگی هایشان برای تو نگویم.آنها که وقتی به رفتارشان خیره می شوم فکر می کنند من دیوانه ای هستم که از لباسهایم بجای بوی عطر؛ بوی نعنا می آید.عیبی ندارد.من از رویاهای آنها می آیم.هرچند که گاهی مرا می ترسانند.اما سادگیشان مرا تا نیش آفتاب نگه می دارد.

از فردا هرکس را دیدی برایش شعری بخوان وسعی کن کتابهای شعر بخری؛زیاد.وبه بچه هایی که می آیند بدهی.شاید آنها یک روز نوشتند که من چطور تا این جای دنیا آمده ام.که تو چطور حرفهای مرا به بچه ها یاد دادی.که ما چطور تا این جای دنیا آمده ایم...؟!!!

سکوتت را ارج می نهم؛ اما...بشکن این سکوت را...من هم دیگر آن تارای شاد گذشته ها که * لات کوچولو * می نامیدیش نیستم...بشکن این سکوت را...من تمام شده ام!


پ.ن:می دانم که مدتیست این وبلاگ بیش از حد شخصی شده است و شاید دیگر دلچسب هم نباشد...اما...به حرمت اندوه سوگند...تمامش خواهم کرد! (و یک نکته دیگر!تمام دوم شخص های وبلاگ من یک دختر است...لطفا سوء برداشت نشود)